واژههای فارسی←در زندان گذراندنفرهنگ آریانپوردر زندان گذراندن#۸۹٬۹۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱serveخدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدنواژههای نزدیک در الفبادر بین دو مردمک - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین ردیف های محصول کاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین رگبرگها - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین سیارات - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیهوشی یاغش انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر