فرهنگ آریان‌پور

در زندان بودن

#۸۹٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

do

(past: did ; past participle: done) ـ کردن، عمل کردن، انجام دادن، کفایت کردن، این کلمه در ابتداى جمله به صورت علامت سوال مى آید، فعل معین