فرهنگ آریان‌پور

در رو

#۸۹٬۹۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

port

بندر، بندرگاه، لنگرگاه، مامن، مبدا مسافرت، فرودگاه هواپیما، بندر ورودى، درب، دورازه، در رو، مخرج، شراب شیرین، بارگیرى کردن، به بندر آوردن، حمل کردن، بردن، ترابردن، درگاه

۲

exhaust

اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن

۳

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۴

breach

نقض عهد، رخنه، نقض کردن، نقض عهد کردن، ایجاد شکاف کردن، رخنه کردن در

۵

escape

رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى