فرهنگ آریانپور
در رو
#۸۹٬۹۵۷
port
بندر، بندرگاه، لنگرگاه، مامن، مبدا مسافرت، فرودگاه هواپیما، بندر ورودى، درب، دورازه، در رو، مخرج، شراب شیرین، بارگیرى کردن، به بندر آوردن، حمل کردن، بردن، ترابردن، درگاه
exhaust
اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن
issue
بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره
breach
نقض عهد، رخنه، نقض کردن، نقض عهد کردن، ایجاد شکاف کردن، رخنه کردن در
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى