فرهنگ آریان‌پور

در درون کار کردن

#۸۹٬۸۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

embed

جاسازى کردن، نشاندن، فرو کردن، خواباندن، محاط کردن، دور گرفتن، جادادن، در درون کار کردن