فرهنگ آریانپور
در درون
#۸۹٬۸۲۹
inward
درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون
within
در داخل، توى، در توى، در حدود، مطابق، به اندازه، در ظرف، در مدت، در حصار
inwardly
درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون inward