فرهنگ آریان‌پور

در دادن - تن -

#۸۹٬۸۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

own

داشتن، دارا بودن، مال خود دانستن، اقرار کردن، تن در دادن، خود، خودم، شخصى، مال خودم

۲

acquiesce

تسلیم شدن، تن در دادن، راضى شدن، رضایت دادن، موافقت کردن، آرام کردن

۳

acquiescence

رضایت، تن در دادن، موافقت