واژههای فارسی←در حوالیفرهنگ آریانپوردر حوالی#۸۹٬۶۹۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱adjacent(علوم نظامى) مجاور، نزدیک، همسایه، همجوار، دیوار بدیوارواژههای نزدیک در الفبادر بین دو مردمک - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین ردیف های محصول کاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین رگبرگها - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین سیارات - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیهوشی یاغش انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر