فرهنگ آریان‌پور

در حدود

#۸۹٬۶۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

about

در باره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف، نزدیک، قریب، در حدود، در باب، راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو، تقریبا، بالاتر، (علوم نظامى) فرمان عقب گرد

۲

within

در داخل، توى، در توى، در حدود، مطابق، به اندازه، در ظرف، در مدت، در حصار

۳

well nigh

تقریبا، در حدود، قریبا

۴

close

به دقت

۵

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۶

almost

تقریبا، به طور نزدیک

۷

toward

آینده، روى، به سوى، به طرف، نسبت به، در باره، نزدیک به، مقارن، درراه، براى