فرهنگ آریان‌پور

در حال کار

#۸۹٬۶۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

up

بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)

۲

functional

وابسته به وظایف اعضاء، وظیفه اى، وابسته به شغل و پیشه، وظیفه دار، تابعى، وظیفه مندى، در حال کار