فرهنگ آریان‌پور

در حال عادی

#۸۹٬۶۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

normally

در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى normally one's self

۲

oneself

(one's self =) ـ خود، خود شخص، نفس، در حال عادى