واژههای فارسی←در جوف چیزی گذاردنفرهنگ آریانپوردر جوف چیزی گذاردن#۸۹٬۵۶۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱insertدرج کردن، جا انداختن، الحاق کردن، در جوف چیزى گذاردن، جا دادن، داخل کردن، در میان گذاشتنواژههای نزدیک در الفبادر بین دو مردمک - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین ردیف های محصول کاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین رگبرگها - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین سیارات - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیهوشی یاغش انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر