فرهنگ آریان‌پور

در جوف

#۸۹٬۵۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

insert

درج کردن، جا انداختن، الحاق کردن، در جوف چیزى گذاردن، جا دادن، داخل کردن، در میان گذاشتن

۲

enclosure

پیوست، در جوف، حصار، چاردیوارى، محوطه، دیوار، حصارکشى، چینه کشى، چینه، ضمیمه، (جمع) ضمائم، میان بار

۳

herein

در این، در این باره

۴

herewith

به این نامه، (یا ورقه یا پیمان نامه یا سند)، همراه این نامه، لفا، جوفاً، تلواً