فرهنگ آریان‌پور

در جهت

#۸۹٬۵۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

of

از، از مبدا، از منشا، از طرف، از لحاظ، در جهت، در سوى، در باره، به سبب، به وسیله of ـ (158)

۲

due

بدهى، قابل پرداخت، مقتضى، مقرر، حق، ناشى از، موعد پرداخت، سر رسد، حقوق، عوارض، پرداختنى

۳

into

توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن into ward _ wards _

۴

toward

آینده، روى، به سوى، به طرف، نسبت به، در باره، نزدیک به، مقارن، درراه، براى