فرهنگ آریان‌پور

در جسم چیزی فرو کردن

#۸۹٬۵۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ingraft

رنگ زدن، رنگ ثابت زدن، (مجازى) اسقاء کردن، اشباع کردن، در جسم چیزى فرو کردن، در ذهن جانشین کردن