فرهنگ آریانپور
در تیررس
#۸۹٬۴۸۰
sweep
(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو
within
در داخل، توى، در توى، در حدود، مطابق، به اندازه، در ظرف، در مدت، در حصار