فرهنگ آریانپور
در تنگنا قرار دادن
#۸۹٬۴۷۱
tree
درخت، شجر، قالب کفش، چوبه دار، شجره النسب، درخت کاشتن، بدرخت پناه بردن، به شکل درخت شدن، (زبان عامیانه) در تنگنا قرار دادن
sandwich
ساندویچ درست کردن، ساندویچ، در تنگنا قرار دادن
put to
تحمیل کردن، در تنگنا قرار دادن، تحمیل کردن بر، (در بامداد شکار) به گروه شکارچى پیوستن
restrict
محدود کردن، منحصر کردن به
straiten
تنگ کردن، باریک کردن، درتنگى و مضیقه گذاردن، زور آوردن، محدود کردن
outmaneuver
درمانور جلو افتادن، سبقت گرفتن بر
outmanoeuvre
در تدبیر یا زیرکى از کسى پیش افتادن