فرهنگ آریان‌پور

در تنگنا قرار دادن

#۸۹٬۴۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tree

درخت، شجر، قالب کفش، چوبه دار، شجره النسب، درخت کاشتن، بدرخت پناه بردن، به شکل درخت شدن، (زبان عامیانه) در تنگنا قرار دادن

۲

sandwich

ساندویچ درست کردن، ساندویچ، در تنگنا قرار دادن

۳

put to

تحمیل کردن، در تنگنا قرار دادن، تحمیل کردن بر، (در بامداد شکار) به گروه شکارچى پیوستن

۴

restrict

محدود کردن، منحصر کردن به

۵

straiten

تنگ کردن، باریک کردن، درتنگى و مضیقه گذاردن، زور آوردن، محدود کردن

۶

outmaneuver

درمانور جلو افتادن، سبقت گرفتن بر

۷

outmanoeuvre

در تدبیر یا زیرکى از کسى پیش افتادن