فرهنگ آریان‌پور

در تله‌ انداختن

#۸۹٬۴۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

trap

زانویى مستراح و غیره تله، دام، دریچه، گیر، محوطه کوچک، شکماف، نیرنگ، فریب دهان، به دام انداختن، در تله انداختن، تله، در تله اندازى

۲

web

تار عنکبوت، بافت یا نسج، تار، منسوج، بافته، تنیدن

۳

catch

(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار

۴

snare

دام، تله، بند، کمند، به دام انداختن، با تله گرفتن

۵

tangle

درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن