فرهنگ آریان‌پور

در تب و تاب بودن

#۸۹٬۴۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

glow

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى

۲

simmer

آهسته جوشیدن، به جوش و خروش آمدن، نیم جوش کردن، به جوش آمدن، جوش

۳

agonize

عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن

۴

smolder

(smoulder =) ـ سوختن و دود کردن، بى آتش سوختن، خاموش کردن، خفه کردن

۵

smoulder

(smolder =) ـ سوختن و دود کردن، بى آتش سوختن، خاموش کردن، خفه کردن