فرهنگ آریان‌پور

در پی چیزی بودن

#۸۹٬۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fish

ماهى، (به صورت جمع) انواع ماهیان، ماهى صید کردن، ماهى گرفتن، صیداز آب، بست زدن (به)، جستجو کردن، طلب کردن

۲

seek

(past: sought ; past participle: sought) ـ جستجو کردن، جوئیدن، طلبیدن، پوئیدن، طلب کردن، پیگردى کردن

۳

think

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن

۴

pursue

تعقیب کردن، تعاقب کردن، تحت تعقیب قانونى قرار دادن، دنبال کردن، اتخاذ کردن، پیگیرى کردن، پیگرد کردن

۵

meditate

تفکر کردن، اندیشه کردن، قصد کردن، تدبیر کردن، سربجیب تفکر فرو بردن، عبادت کردن