واژههای فارسی←در بیمارستان بستری کردنفرهنگ آریانپوردر بیمارستان بستری کردن#۸۹٬۳۵۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱institutionalizeدر موسسه یا بنگاه قرار دادن، در بیمارستان بسترى کردن، تبدیل به موسسه کردن، رسمى کردنواژههای نزدیک در الفبادر بیشتر حالاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیشترین فاصلهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیلیارد ضربه عمودیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیم و هراس انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیمارستانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیمارستان بستریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر