فرهنگ آریان‌پور

در بیرون

#۸۹٬۳۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۲

outer

بیرونى outer outwardly

۳

outdoor

بیرون، بیرونى، صحرایى، در هواى آزاد

۴

without

برون، بیرون، بیرون از، از بیرون، به طرف خارج، آن طرف، فاقد، بدون