واژههای فارسی←در بستربی حرکت ماندن - مدتی -فرهنگ آریانپوردر بستربی حرکت ماندن - مدتی -#۸۹٬۳۲۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱immobilizeبى بسیج کردن، جمع کردن، از جنبش و حرکت باز داشتن، ثابت کردن، مدتى در بستربى حرکت ماندنواژههای نزدیک در الفبادر بالای سرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بالای سطح زمینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بالماسکه شرکت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بانک - صف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بانک گذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بایگانی نگاه داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر