واژههای فارسی←در بستر غنودنفرهنگ آریانپوردر بستر غنودن#۸۹٬۳۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱snuggleخود را براى گرم شدن یا غنودن جمع کردن، مچاله شدن، جمع شدن، در بستر غنودن، دربرگرفتنواژههای نزدیک در الفبادر بالای سرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بالای سطح زمینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بالماسکه شرکت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بانک - صف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بانک گذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بایگانی نگاه داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر