واژههای فارسی←در بدن فرو کردنفرهنگ آریانپوردر بدن فرو کردن#۸۹٬۲۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fleshگوشت، مغز میوه، جسم، شهوت، جسمانیت، حیوانیت، بشر، در بدن فرو کردنواژههای نزدیک در الفبادر بالای سرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بالای سطح زمینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بالماسکه شرکت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بانک - صف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بانک گذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بایگانی نگاه داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر