فرهنگ آریان‌پور

در بدن فرو کردن

#۸۹٬۲۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flesh

گوشت، مغز میوه، جسم، شهوت، جسمانیت، حیوانیت، بشر، در بدن فرو کردن