فرهنگ آریان‌پور

در بالای چیزی قرار گرفتن

#۸۹٬۲۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى

۲

surmount

بالا قرار گرفتن، غالب آمدن بر، برطرف کردن، از میان برداشتن، فائق آمدن