فرهنگ آریان‌پور

در بالا

#۸۹٬۲۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

above

در بالا، بالاى، بالاى سر، نام برده، بالاتر، برتر، مافوق، واقع دربالا، سابق الذکر، مذکور در فوق

۲

up

بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)

۳

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۴

overhead

بالاسرى، هوایى، بالا، دربالاى سر، مخارج کلى، سرجمع