فرهنگ آریان‌پور

در اندیشه بودن

#۸۹٬۱۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

brood

کلیه جوجه هایى که یکباره سراز تخم در مى اورند، جوجه هاى یک وهله جوجه کشى، جوجه، بچه، توى فکر فرورفتن

۲

puzzle

گیچ کردن، آشفته کردن، متحیر شدن، لغز، معما، چیستان، جدول معما