فرهنگ آریانپور
در انتظار
#۸۹٬۱۳۹
wistful
(معنى مجازى) مشتاق، متوجه، آرزومند، دقیق، منتظر، در انتظار
expectant
آبستن، در انتظار
presentient
قبلا متوجه، گوش به زنگ، آماده، قبلا مستعد، در انتظار
waiting
صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن wait