فرهنگ آریان‌پور

در امدن

#۸۹٬۰۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

prove

(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدن

۲

peer

همتا، جفت، قرین، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافى، رفیق، برابر کردن، هم درجه کردن، به درجه اشرافى (مثل کنت و غیره) رسیدن، برابر بودن با، به دقت نگریستن، باریک شدن، نمایان شدن، به نظر رسیدن، همال