واژههای فارسی←در امد اغاز کردن - پیش -فرهنگ آریانپوردر امد اغاز کردن - پیش -#۸۹٬۰۹۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱overtureسوراخ، شکاف، آغاز عمل، پیش در آمد، افشا، کشف، مطرح کردن، با پیش در آمد آغاز کردنواژههای نزدیک در الفبادر افکندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر افکنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر افواهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر افواه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر اقدام به کارهای - متهور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر اقصی نقطه جنوبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر