فرهنگ آریان‌پور

در اطراف

#۸۹٬۰۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

about

در باره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف، نزدیک، قریب، در حدود، در باب، راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو، تقریبا، بالاتر، (علوم نظامى) فرمان عقب گرد

۲

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۳

around

گرداگرد، دور، پیرامون، دراطراف، درحوالى، در هر سو، در نزدیکى around circum