فرهنگ آریانپور
در اشامیدن
#۸۹٬۰۱۹
sop
غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن
soak
خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل
drink
(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب