فرهنگ آریان‌پور

در اشامیدن

#۸۹٬۰۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

sop

غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن

۲

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل

۳

drink

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب