واژههای فارسی←در اثر دمیدن ایجاد صدا کردنفرهنگ آریانپوردر اثر دمیدن ایجاد صدا کردن#۸۸٬۹۵۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blow(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدنواژههای نزدیک در الفبادر اثر باد و - فرسوده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر اثر برق - مردن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر اثر بودن در - تهوع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر اثر بیگانه خواری تحلیل رفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر اثر تشعشع - شده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر اثر تلقین - خواب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر