فرهنگ آریان‌پور

دخول

#۸۸٬۸۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

infare

دخول، ورود، وارد، مهمانى به مناسبت ورود

۲

ingress

دخول، ورود، حق دخول، اجازه ورود

۳

introit

دخول، ورود، مدخل، سرود افتتاحیه

۴

admitance

دخول، ورود، بار، اجازه ى دخول، (معنى مجازى) تصدیق، روا، مجاز، گذرایى

۵

introgression

دخول، ورود

۶

entry

ثبت، فقره، قلم، دخول، مدخل، ادخال، ورود، راه، راهرو، ثبت در دفتر، چیز ثبت شده یا وارد شده

۷

entree

ورود، دخول، مدخل، اجازه ى ورود، غذاى اصلى

۸

arrival

ورود، دخول

۹

incoming

وارد شونده، آینده، آمده، عاید شونده، دخول

۱۰

entrance

مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن

۱۱

accession

نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن

۱۲

admission

پذیرش، قبول، تصدیق، اعتراف، دخول، درآمد، اجازه ى ورود، ورودیه، پذیرانه، بارداد

۱۳

inclusion

گنجایش، دربردارى، دخول، شمول، دربرگیرى

۱۴

admittance

هدایت ظاهرى