فرهنگ آریانپور
دخل
#۸۸٬۸۳۶
till
تا، تا این که، تا آن که، تا وقتى که کشت کردن، زراعت کردن، زمین را کاشتن، دخل پول، کشو، دخل دکان، قلک، یخرفت
income
درآمد، عایدى، دخل، ریزش، ظهور، جریان، ورودیه، جدیدالورود، مهاجر، وارد شونده
earnings
درآمد، دخل، مداخل، عایدى
pertinence
(pertinency =) ـ ربط، وابستگى، دخل، مناسبت، موقعیت، شایستگى، اقتضاء
pertinency
(pertinence =) ـ ربط، وابستگى، دخل، مناسبت، موقعیت، شایستگى، اقتضاء
haul
کشیدن، هل دادن، حمل کردن، کشش، همه ماهیهایى که در یک وهله به دام کشیده مى شوند، حمل و نقل
receipt
رسید، اعلام وصول، دریافت، رسید دادن، اعلام وصول نمودن، وصول کردن، (معنى مجازى) بزهکاران را تحویل گرفتن