فرهنگ آریان‌پور

دچار مانع کردن

#۸۸٬۶۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

discomfit

خنثى کردن، ایجاد اشکال کردن، دچار مانع کردن، ناراحت کردن، بطلان