فرهنگ آریان‌پور

دچار فتق‌ کردن

#۸۸٬۶۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rupture

گسیختگى، قطع، سکستگى، جدایى، گسیختن، جدا کردن، ترکیدن، قطع کردن، پارگى، گسستن، گسستگى