فرهنگ آریان‌پور

دچار عفونت‌ کردن

#۸۸٬۶۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

infect

آلوده کردن، ملوث کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، عفونى کردن، سرایت کردن