فرهنگ آریان‌پور

دچار زحمت و دردسر کردن

#۸۸٬۶۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

embroil

به نزاع انداختن، میانه بر هم زدن، دچار کردن، آشفته کردن