فرهنگ آریان‌پور

دچار چندش شدن

#۸۸٬۵۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

blench

جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن

۲

disgust

بیزار کردن، تنفر، نفرت، بیزارى، انزجار، متنفر کردن