واژههای فارسی←دچار انفارکتوسفرهنگ آریانپوردچار انفارکتوس#۸۸٬۵۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱infarct(پزشکى) ناحیه اى که در اثر وقفه گردش خون در رگ بافت هاى آن مرده باشد، دچار انفارکتوسواژههای نزدیک در الفبادچار اسکیزوفرنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدچار اشتباهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدچار اشکال مالی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدچار اضطرابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدچار اعتصابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدچار التهاب عصبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر