فرهنگ آریان‌پور

دایم‌ الخمر

#۸۸٬۴۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sot

احمق، ساده لوح، مست، احمق کردن، مست کردن

۲

drunk

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drink

۳

drunkard

آدم مست، مى خواره، خمار

۴

alcoholic

الکلى، داراى الکل، معتاد بنوشیدن الکل