دایره
#۸۸٬۳۵۵
circle
دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن
department
دایره، حوزه، اداره گروه آموزشى، قسمت، شعبه، بخش
tambourine
دایره زنگى، دایره، دایره زنگى زدن circum
disk
(disc =) ـ گرده، قرص، صفحه، دایره
field
میدان، زمین، صحرا، دشت، کشتزار، دایره، رشته، به میدان یا صحرا رفتن، پایکار
rhomb
(هندسه) لوزى، منشور شش وجهى داراى وجوه متوازى الاضلاع، دایره، چرخ
bureau
دفتر، دفتر خانه، اداره، دایره، میز کشودار یا خانه دار، گنجه جالباسى، دیوان
domain
قلمرو، ملک، زمین، حوزه، دایره، املاک خالصه
rondel
(rondelle =) ـ دایره، جسم مدور، سنگ هاى قیمتى مدور زینتى
sphere
کره، گوى، جسم کروى، فلک، گردون، دایره، محیط، مرتبه، حدود فعالیت، دایره معلومات، احاطه کردن، به صورت کره درآوردن
compass
تدبیر کردن، نقشه کشیدن، اختراع کردن، دور زدن، مدار چیزى را کامل نمودن، با قطب نما تعیین کردن، جهت کردن، محصور کردن، محدود کردن، فهمیدن، درک کردن حدود و ثغور، حوزه، دایره، حیطه، گرد، مدور، پرگار، قطب نما
roundel
(roundle =) ـ هلال، صفحه کوچک و کروى شکل، دایره
roundle
(roundel =) ـ هلال، صفحه کوچک و کروى شکل، دایره
section
مقطع، بخش، برش، برشگاه، قسمت، قطعه، دسته، گروه، دایره، قسمت قسمت کردن، برش دادن
rondelle
(rondel =) ـ دایره، جسم مدور، سنگ هاى قیمتى مدور زینتى
division
تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه واژه هاى شامل