فرهنگ آریان‌پور

داوطلب شدن

#۸۸٬۳۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

volunteer

داوطلب، خواستار، داوطلب شدن

۲

offer

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)