فرهنگ آریان‌پور

داوری‌ کردن در مسابقه و اختلاف

#۸۸٬۳۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

judge

قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس