فرهنگ آریان‌پور

داوری کردن

#۸۸٬۳۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

arbitrage

داورى کردن

۲

judge

قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس

۳

umpire

سرحکم (hakam)، سرداور، داور مسابقات، حکمیت، داورى، داورى کردن

۴

adjudge

با حکم قضایى فیصل دادن، فتوى دادن (در)، داورى کردن، محکوم کردن، مقرر داشتن، دانستن، فرض کردن

۵

arbiter

حکم، داورى کردن، قاضى، داور

۶

referee

داور مسابقات، داور، داورى کردن، داور مسابقات شدن

۷

adjudicate

فتوى دادن، حکم کردن، مقرر داشتن، فیصل دادن، داورى کردن، احقاق کردن