فرهنگ آریانپور
داوری کردن
#۸۸٬۳۲۴
arbitrage
داورى کردن
judge
قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس
umpire
سرحکم (hakam)، سرداور، داور مسابقات، حکمیت، داورى، داورى کردن
adjudge
با حکم قضایى فیصل دادن، فتوى دادن (در)، داورى کردن، محکوم کردن، مقرر داشتن، دانستن، فرض کردن
arbiter
حکم، داورى کردن، قاضى، داور
referee
داور مسابقات، داور، داورى کردن، داور مسابقات شدن
adjudicate
فتوى دادن، حکم کردن، مقرر داشتن، فیصل دادن، داورى کردن، احقاق کردن