فرهنگ آریان‌پور

داوری قانونی‌ کردن

#۸۸٬۳۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

adjudge

با حکم قضایى فیصل دادن، فتوى دادن (در)، داورى کردن، محکوم کردن، مقرر داشتن، دانستن، فرض کردن