فرهنگ آریان‌پور

دانه دانه کردن

#۸۸٬۲۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

granulate

دانه دانه کردن، داراى ذرات ریز کردن

۲

corn

غله، دانه (آمریکایى) ذرت، میخچه، دانه دانه کردن، نمک زدن

۳

grain

دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه