فرهنگ آریان‌پور

دانه دانه

#۸۸٬۲۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

grainy

دانه دانه، دانه اى، دانه دار، مانند رگه چوب

۲

granular

دانه دانه، داراى دانه هاى ریز

۳

granulated

دانه دانه کردن، داراى ذرات ریز کردن

۴

moniliform

مثل دانه هاى تسبیح، دانه دانه، داراى فواصل دانه وار

۵

flaky

پوسته پوسته، ورقه ورقه، ورقه شونده، فلسى، برفکى

۶

mealy

آردى، آردنما، ترد، خشک، لکه لکه