واژههای فارسی←دانه چیزی را در اوردنفرهنگ آریانپوردانه چیزی را در اوردن#۸۸٬۲۱۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seedبذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتنواژههای نزدیک در الفبادائمی - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - قرار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - همیشگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی که درنتیجه یک - اثر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر